السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )
160
جواهر البلاغة ( فارسى )
نهى در غير معناى وضعيتشان ، تنها براى پديد آوردن شگفتى و زيبندگى ادبى است . با اين زيبايى ، استعمال برترى مىبايد و سخن ، در درجات بلاغت ، بالا مىرود . توضيح : « روعه » : شكوه ، زيبايى . « فى غير ما وضعت له » : در غير معناى اصلى و لغوى آن . « طريفه » : تازگى ، شگفتى . تطبيق ( اجراء و نمونهآورى ) ماذا يراد بالاستفهام فيما يلى ؟ مقصود از استفهام در اين موارد ، چيست ؟ 1 - أ لستم خير من ركب المطايا * و أندى العالمين بطون راح آيا شما بهترين كسانى كه بر اسبها سوار مىشوند ، نيستيد آيا كف دست شما بخشندهترين دستهاى جهان نيست ؟ « 1 » 2 - أنلهو و أيّامنا تذهب * و نلعب و الموت لا يلعب آيا خويش را سرگرم سازيم با اينكه روزهايمان مىگذرد و به بازى بپردازيم با اينكه مرگ ، بازيگر نيست ؟ در اين شعر ، استفهام ، براى نهى از بازى يا براى تهكم به كار رفته است . 3 - متى يبلغ البنيان يوما تمامه * إذا كنت تنبيه و غيرك يهدم كى و چه روزى ساختمان ، به پايان مىرسد زمانى كه تو آن را بسازى و ديگران ، ويران كنند ؟ « 2 » استفهام ( متى ) در اين شعر ، به نظر مؤلف جواهر البلاغه ، براى انكار ، استعمال شده است ولى مىتوانيم : استفهام در اين شعر را براى « استبعاد » بگيريم . 4 - فعلام يلتمس العدوّ مساءتى * من بعد ما عرف الخلائق شأنى براى چه دشمن ، غروب مرا مىجويد پس از اينكه همه ، موقعيت مرا شناختهاند .
--> ( 1 ) . اين شعر از جرير است و در مدح عبد الملك ايراد كرده . مراد از استفهام در اين شعر ، تقرير است . زيرا موقعيت ايراد شعر ، مدح و ستايش بوده است و اين شيوهء استفهامى براى مدح ، رساتر است . اگر جرير ، در مدح عبد الملك بدون استفهام ، گفته بود : « شما بهترين كسانى هستيد كه سوار اسب شدهايد » . آنگاه اين جملهء خبريّه احتمال صدق و كذب داشت . لكن به گونهء استفهام آورده و آن را خبر محتمل ترديد قرار نداده و به صورت حقيقى كه همه مىدانند و مىپذيرند ، عرضه داشته است . ( 2 ) . اين شعر ، از صالح بن عبد القدوس است . نگاه كنيد به : البيان و التبيين ، ج 3 ، ص 223 .